2013/06/28

انسان و سیارات

Posted in :: مقالات ::, انسان و... در 2:55 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

حساسیت انسان گستره ی وسیعی از اشعه های نوری تا امواج رادیویی با طول موج بیشتر را شامل می شود. نلسون ثابت کرد تغییراتی که این امواج در میدان مغناطیسی زمین موجب می شوند را می توان از طریق محل سیارات پیشگویی کرد. مقدار این تغییرات کم است ولی تأثیر آن بر جریان های بیوشیمیایی مانند فعالیت عصب بسیار مشخص است.

میشل گوکلن از آزمایشگاه سایکوفیزیولوژیک دانشگاه استراسبورگ نخستین شخصی است که میزان این تأثیرات را اندازه گیری کرد. نتیجه ی 20 سال تحقیق مرارت بار این محقق در کتاب پرمحتوایش به نام "ساعت های کیهانی" خلاصه شده است. وی در تحقیقی، 576 نفر از اعضای آکادمی پزشکی فرانسه را برگزید و با تعجب پی برد که تعداد زیاد و غیرمعمولی از این افراد، هنگامی متولد شدند که مریخ و زحل طلوع کرده یا به بالاترین نقطه ی خود در آسمان رسیده اند. برای بررسی مجدد این یافته ها، گوکلن یک نمونه ی 508 نفری دیگر از پزشکان مشهور را انتخاب کرد و باز هم به همین نتیجه رسید. بین طلوع این دو سیاره در زمان تولد و موفقیت آینده و پزشک شدن فرد، رابطه ی آماری قدرتمندی وجود داشت. این اتفاق از نظر آماری، یک در میلیون دیده می شود.

میشل گوکلن پس از کشف ارتباط میان مریخ و طب، مطالعات خود را به مشاغل دیگر گسترش داد و تاریخ ولادت بسیاری از مردان مشهور فرانسه را جمع آوری کرد. پزشکان و دانشمندان مشهور زمانی زاده شده اند که مریخ بالای افق قرار گرفته بود، در حالیکه هنرمندان، نقاشان و موسیقی دانان به ندرت در این زمان به دنیا آمده اند. سربازان و سیاستمداران غالباً تحت تأثیر طلوع مشتری بوده اند، ولی دانشمندان به ندرت در زمان صعود این سیاره متولد شده اند. زمانی که زحل در حال صعود بود، هیچ یک از نویسندگان نامی فرانسه زاده نشده اند.

یکی از متخصصان آمار حدس می زد که این نتایج صرفاً بازتاب مشخصات ملی فرانسویان است و ممکن است در سایر کشورها نتایج متفاوتی به بار آورد. گوکلن مجبور شد در ایتالیا، آلمان، هلند و بلژیک، تحقیق مشابهی انجام دهد، به طوری که تا سه سال بعد نزدیک به 25 هزار مورد ثبت شده است. این نتایج نیز مشابه بود. دانشمندان و پزشکان با مریخ و زحل ارتباط مثبت داشتند. سربازان، سیاستمداران و ورزشکاران تیمی با مشتری در ارتباط بودند، حال آنکه زمان ولادت دانشمندان و پزشکان با مشتری رابطه ی منفی داشت. تولد نویسندگان، نقاشان و موسیقی دانان به وجود هیچ یک از سیارات ارتباطی نداشت، ولی به طور آشکار از مریخ و زحل دور بود. هنرمندان تک کار مثل نویسندگان و دوندگان مسافت های طولانی با ماه بیش از هر سیاره ی دیگر در ارتباط بودند.

.

:: ستاره شناسی

در آغاز باید اندیشه را از افکار مربوط به ستون فال بینی مجلات زدود. به صراحت باید گفت همه ی موارد پیشگویی که مثلا برای شخص متولد ماه حوت چنین یا چنان اتفاقی خواهد افتاد، با علم نجوم ارتباطی ندارد. اساسی ترین وسیله ی نجوم، "جدول طالع" است که نقشه ایست مشروح و رسمی افلاک از محل و زمان دقیق ولادت شخص. هر طالع منحصربفرد است. اگر به درستی رسم شود، تقریباً مانند اثر انگشت ارزش خواهد داشت.

بررسی خود سنت های نجومی غیرممکن است، بیشتر این سنن غیرمنطقی اند و منشأ آنها در اساطیر و تعلیمات باستانی تیره و تاریک نهفته است. ولی می توان نتایج این سنت ها را آزمود. تا به امروز، دقیق ترین و علمی ترین آزمون در این مورد به سال 1959 توسط یک روانشناس آمریکایی به نام "ورنون کلارک" انجام شده است.

اولین آزمون کلارک، آزمودن منجمی بود که ادعا می کرد می تواند از طریق کارت تولد، استعدادها و توان های آینده ی افراد را پیش بینی کند. کلارک زایچه ی 10 نفر که مدت ها در مشاغلی کاملا مشخص کار می کردند را گردآوری کرد. یک موسیقی دان، یک کتاب فروش، یک کهنه سرباز، یک منتقد هنری، یک فاحشه، یک کتابدار، یک خزنده شناس، یک معلم هنر، یک خیمه شب باز و یک پزشک متخصص اطفال. نیمی از این عده مرد و باقی زن بودند و همه در ایالات متحده به دنیا آمده بودند و بین 45 تا 60 سال سن داشتند. زایچه ی این افراد به 20 منجم داده شد، همراه آن فهرست جداگانه ی مشاغل این ده نفر هم وجود داشت. از آنها خواسته شد این فهرست را با طالع این 10 نفر بررسی کنند. همین اطلاعات به یک گروه 20 نفری دیگر از روان شناسان و مددکاران اجتماعی که کلمه ای از نجوم نمی دانستند داده شد. نتایج این مطالعه قطعی بود. گروه شاهد (روان شناسان و مددکاران اجتماعی) فقط به طور اتفاقی امتیاز گرفتند، ولی 17 نفر از 20 منجم نتایج خیلی بهتری داشتند و نتیجه ی کارشان به میزان صد به یک اتفاقی بود. این امر نشان می دهد که ویژگی های افراد، تحت تأثیر الگوهای کیهانی است.

سپس کلارک ده جفت طالع در اختیار همان منجمان قرار داد که همراه آنها فهرست تاریخ حوادث مهم شامل تاریخ ازدواج، تعداد فرزندان، حرفه های جدید و تاریخ مرگی که در زندگی یکی از دو فرد مربوط به همان زوج واقع شده بود، ضمیمه شد. این منجمان باید درباره ی پیشگویی این رویدادها در طالع تصمیم می گرفتند. این آزمون به این علت دشوارتر بود که این دو کارت در هر زوج به فردی از همان جنس تعلق داشت که در همان منطقه زندگی می کرد و در سالی همسان به دنیا آمده بود. سه نفر از منجمان در هر سه مورد پاسخی درست دادند و باقی نیز به احتمال صد به یک نتیجه ی بهتری داشتند. این امر نشان می دهد که یک منجم فقط از طریق تاریخ تولد می تواند بگوید یک رویداد یا تاریخ ازدواج به کدام زایچه تعلق دارد. این یعنی منجم می تواند پیش از بروز این حوادث، آنها را پیشگویی کند.

کلارک آزمون سومی ترتیب داد. در این آزمون به منجمان ده زوج داده ی تولد داد، بدون شرح حال، بدون ذکر تاریخ رویدادهای مهم و بدون اطلاعات شخصی از هر نوعی. به استثنای این که یک نفر از هر زوج قربانی فلج مغزی بود. بار دیگر بیش از آنچه که به تصادف نسبت داده شود، منجمان توانستند پاسخ صحیحی به آزمایش دهند. کلارک نتیجه گرفت :”منجمان با مواد اولیه ای کار می کنند که می توان آن را فقط از طریق تاریخ تولد بدست آورد.”

به نظر من به عنوان یک دانشمند و اهل علم، منجمان مدرک مؤثری در دست دارند که سنت نجومی آمیزه ای از خرافات نیست. بخش قابل قبول نجوم همان اصولی است که بیشتر از بابلیان ( یا کلدانیان) به ما رسیده است. اما جان وست و جان توندر این روایت را رد کرده و طی کتاب تاریخی و انتقادی خود به نام "کیفیت نجوم" بررسی دقیق انجام داده و حدس زده اند که نجوم بیشتر از مصریان به ما رسیده است.

امکان دارد ریشه های نجوم به آخرین دوره های یخبندان برسد. اخیراً استخوانی کشف شده که بیش از سی هزار سال سن دارد و روی آن علائمی شبیه علائم دوره ای قمر حک شده است. ولی قدمت آگاهی درباره ی راه ها و دوره های کهکشان به تاریخ ساخت اولین اهرام یعنی حدود 2870 سال پیش از میلاد مسیح برمی گردد. پنج هزار سال فقط دویست نسل را شامل می شود و به سختی می توان قبول کرد این زمان برای گردآوردن سیستمی کافی باشد. بعضی از حوادث غیرمعمول تر آنقدر نادر اتفاق می افتند (اورانوس و نپتون فقط 29 بار در حالت قران بوده اند که در تاریخ ثبت شده است) که این نوع پیشرفت آزمایش و خطا غیرقابل باور می شود. آشکار است که نجوم نوعی بصیرت ناگهانی از نوع "یافتم یافتم!" ارشمیدسی نیست و هرگز به طور کامل از ذهن کسی سرچشمه نگرفته است. بنابراین اگر این علم از هیچ یک از این طرق به وجود نیامده، یک امکان دیگر وجود خواهد داشت، علم نجوم مثل ارگانیسم های زنده، به دور از چیزهایی که از آن به وجود آمده، ظاهر شده است.

.

:: منبع ::

1- نیروهای فوق طبیعی- لایال واتسون- ترجمه : فرخ سیف بهزاد

.

2013/06/25

انسان و خورشید

Posted in :: مقالات ::, انسان و... در 1:38 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

بر چهره ی خورشید لکه هایی دیده می شود که فعالیتی شدیدتر از خورشید دارند و گاه به هیجان آمده و جوش و خروش می گیرند. این لکه ها معمولاً به اندازه ی زمین اند. گاهی این لکه ها به سرعت همه جا را فرامی گیرند و خورشید آتشفشان می کند. آتشفشان خورشید به صورت حمله ی آب و هوای بد در جو زمین، طوفان های مغناطیسی برپا می کند. ما از وجود این طوفان ها در وهله ی نخست آنگاه باخبر می شویم که در ارسال برنامه های رادیو و تلویزیون اختلال ایجاد می شود و منظره هوسباز "شفق قطبی" به وجود می آید.

سال 1665 مرگ سیاهی انگلستان را فرا گرفت. آن سال فعالیت لکه خورشیدی شدیدی وجود داشت. مطالعه ی حلقه های سالانه ی درختان که در دوره ی انقلاب خورشید عریض تر است، آشکار ساخت که طاعون وحشتناک سال 1348 نیز در دوره فعال بودن خورشید شایع گشت.

خون انسان به طور مستقیم تحت تأثیر خورشید قرار می گیرد. لنفوسیت های خون 20 تا 25 درصد تعداد گلبول های سفید خون انسان را تشکیل می دهند. در طول سال های لکه ی خورشیدی 1956 و 1957، این نسبت کاهش بسیار زیادی یافت و تعداد افرادی که به بیماری های ناشی از نقصان لنفوسیت دچار بودند، در طول انفجار شدید خورشید در فوریه 1956 دو برابر شد.

ترومبوز (لخته شدن خون)، سکته ی قلبی و سل بیماری هایی هستند که تحت تأثیر آشفتگی مغناطیسی قرار می گیرند. در هفدهم مه 1959 سه مورد شعله زنی بسیار قدرتمند خورشید وجود داشت. روز بعد، 20 بیمار حمله ی قلبی در یکی از بیمارستان های کنار دریای سیاه پذیرفته شدند در حالیکه این بیمارستان روزانه به طور متوسط 2 بیمار ناراحتی قلبی داشت.
الگوی خونریزی ریه در بیماران مسلول نیز به همین ترتیب است. خطرناک ترین روزها ایامی است که می توان شفق شمالی  را دید.

مطالعه درباره ی حوادث رانندگی در روسیه و آلمان ثابت کرد که این حوادث روز بعد از انقلاب خورشیدی، به بیش از چهار برابر مقدار متوسط می رسد. تحقیق درباره ی 28642 مورد پذیرش بیمارستان های روانی نیویورک نشان داد روزهایی که طبق گزارش رصدخانه، فعالیت مغناطیسی شدیدی وجود داشته، میزان پذیرش این بیماران بسیار افزایش یافته است.

یک استاد تاریخ روسی، در یک دوره ی 40 ساله ارتباطاتی از این قبیل را گردآوری کرد. بسیاری از این نوع ارتباطات در سیبری یافت شد، به طوری که به جرأت می توان گفت در این خطه، تغییرات اساسی اجتماعی، بیشتر به علت وجود لکه های خورشیدی است تا ماتریالیسم دیالکتیک. چیژوسکی ادعا می کند که بلایای بزرگ، شیوع دیفتری و وبا در اروپا، تیفوس در روسیه و اپیدمی آبله مرغان در شیکاگو همه در اوج های چرخه ی 11 ساله ی خورشید به وقوع پیوسته اند.

وی همچنین گوشزد می کند که در دوره ی 1830 تا 1930 یعنی در اوج فعالیت لکه ی خورشید، دولت های لیبرال در انگلیس حکومت می کردند و محافظه کاران در سال های آرام تر به قدرت رسیده اند.

نتایج بدست آمده نشان می دهد که انسان در بین سایر موجودات، نسبت به نور خورشید حساس تر است.

.

:: منبع ::

1- نیروهای فوق طبیعی- لایال واتسون- ترجمه : فرخ سیف بهزاد

.