2019/07/28

پروژه سیرز-4

Posted in :: نویسندگان و کتابها ::, پروژه سیرز, اسکات لمریل در 11:54 ق.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

“قسمت پایانی”

زنی میانسال با موهای بلند مشکی و لبخندی گیرا به نام شانل-تیل که بیولوژیست ارشد سیاره ی نورکسیلام بود توضیح داد : "بعد از اینکه این هرم ها در تعدادی از نخستین سیارات اتحادیه ی کهکشانی شروع به پدیدار شدن کردند، یک گوی3 متری از نوری درخشان در تالار اصلی انجمن در سیاره ی مرکزی اتحادیه ی کهکشانی به نام زترانامی ظاهر شد. به نظر می رسید از هزاران ذره ی نور درخشان به شکل قطره اشک ساخته شده که در لایه هایی از طیف سفید در هسته تا بنفش در قسمت بیرونی قرار گرفته و هاله ای طلایی آن را احاطه کرده است.

پیش از اینکه کسی بتواند چیزی بگوید، آن گوی درخشان تبدیل به یک انسان مذکر با قامتی 6 متری از نژاد اسرارآمیز و کهن سیرز شد. زیبایی او فراتر از هر موجودی بود که کسی دیده باشد، با موهای طلایی بلند و براق، گوش های کمی نوک تیز و چشم هایی آبی که پرتوی ظریفی از خرد را ساطع می کردند بقدری عمیق که کلمات قادر به توصیف آن نیست. او یک ردای طلایی تا روی زانو و صندل هایی ساده به تن داشت. یک کتاب به طول یک متر، پهنای نیم متر و 5 سانت ضخامت زیر دست راستش قرار داشت با صفحات براق طلایی- سفید لطیف و نرم و جلد آبی براق.

بیش از یک بیلیون سال بود که هیچکس، حتی یک نفر از مردمان سیرز را ندیده بود. تنها حضور او، کمتر از یک دقیقه، انجمن را متحول کرد و آنها هدف آن هرم ها را درک کردند. نکته ی عجیب این است که او به زبان متعارف کهکشانی صحبت کرد اما افراد حاضر در تالار می توانستند همزمان صدای او را به زبان بومی خودشان بشنوند. در حال حاضر هیچ توضیحی برای این پدیده وجود ندارد" .

صدا و تصویر این رخداد در یک کریستال کروی کوچک و شفاف که یک جواهر تراش خورده ی قرمز در مرکز آن قرار داشت ضبط شده بود.

شانل- تیل به آن گوی کریستالی سری تکان داد، مخروطی از نور طلایی در دالان شلیک و نمایشی سه بعدی ظاهر شد. ابتدا کهکشان راه شیری نمایان شد و سپس تصویر نزدیکتر شد تا به تالار انجمن رسید. پنج هزار عضو انجمن با کفش های راحت سفید ابریشمی و رداهای سفید مرسوم شان با شال کمر طلایی در صندلی های سفید شبه چرم در پانزده ردیف دایره وار نشسته بودند که آن گوی درخشان طلایی- سفید ظاهر شد. تمامی اعضای انجمن از جای خود پریدند. بلافاصله یک انرژی لطیف از آن گوی ساطع شد و آنها را آرام کرد. سپس آن مرد سیرز پدیدار شد. او با صدایی دلنواز و ژرف شروع به سخن کرد.

" این پرتوی نو از خالق متعال، در بُعد موازی حفاظت شده ی برتر ما نیز هوشیاری ما را ارتقا داده است. هرم های طلایی درخشان که این پرتوی جدید را ساطع می کنند ابتدا در بین ما شروع به پدیدار شدن کردند و ما دریافتیم که مسئولیت جدیدی برای کمک به شما در این جهان داریم تا برای همیشه از پلیدی، به عنوان آزمایشی در جهان های تحتانی رها شوید. این پرتو برای همیشه شرَ و بدی را به عنوان ابزار تحریک کننده ی رشد و ترقی در آفرینش برکنار می کند. چیز بسیار بهتری در خلقت در حال شکل گرفتن است. جهان های تحتانی که با سلطه ی مفاهیم خیر و شرَ بر آنها پایدار شده و به پایان رسیده اند، مقرر شده است از وضعیت پایان یافته خارج شوند تا تغییراتی در جهت بهتر شدن داشته باشند. سرچشمه ی این پرتو، اقیانوس رفیع نور و صوت باشکوه می باشد، جایی که منشأ و حامی تمامی خلقت که ما خالق متعال می نامیم، حضور دارد.

من تُرلیان، سفیر سیرز در جهان فیزیکی شما و این کهکشان هستم. من حامل هدیه ی "پروژه ی سیرز" هستم. این کتاب شامل دستورات جدید و در حال انجام برای این تغییر قدرتمند در حال وقوع می باشد.

بدانید که نژاد سیرز قرار است به این کهکشان و آن سیاره که مردمش زمین می نامند برگردد. چون این سیاره یکی از نخستین جهان هایی بود که ما بیش از پنجاه میلیون سال پیش، بعد از عصر دایناسورها، با زندگی انسانی بارور کردیم. با چرخه ی سیاره زمین که هر صد هزار سال موجب جابجایی صد و هشتاد درجه قطب ها می شود و معمولاً اکثر حیات روی زمین را نابود می کند، ضرورت پیدا می کرد که این جهان پیوسته با زندگی انسانی، حیوانی و گیاهی از سیارات دیگر بارور شود. متأسفانه حاصل این روند این شد که زمین برای مدت بسیار مدیدی سرکوب شده ترین جهان انسانی باشد.

با کمک موجودات بسیار بسیار پیشرفته ای که ما نژاد سِیرِیز، استادان خاموش می نامیم، مقرر شد که این تغییر چرخه ای قطب های سیاره برای همیشه خاتمه پیدا کند. استادان خاموش، ساز و کار هستی چند بُعدی را اداره می کنند و مجرای بی واسطه ی ظهور این پرتوی نوین هستند که برای نخستین بار موجب دگرگونی عظیم این کهکشان و سایر کهکشان ها می گردد. لازم است عذرخواهی کنم که نژاد ما جهت یاری شما برای گسترش آگاهی تان، مدت مدیدی غایب بودند. زمانی که آماده شدیم، دوباره با شما ارتباط برقرار خواهیم کرد. بدرود."

سفیر سیرز آن کتاب جلد آبی بزرگ را کف تالار گذاشت. همه می توانستند عنوان کتاب را که با حروف طلایی بزرگ نوشته بود "پروژه سیرز" ببینند. تُرلیان با لبخندی خیرخواهانه سری تکان داد و بعد دوباره به گوی درخشان تبدیل و محو شد.

.

:: منبـــع

– کتاب پروژه سیرز (The Seres Agenda)

.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: