2015/11/21

*

Posted in از او در 9:53 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

اندوه، شما را برای شادی آماده می کند. با خشونت تمام، همه چیز را از منزلگاه شما بیرون می ریزد، تا آنکه شادمانی تازه ای بتواند فضایی برای ورود بیابد. برگ های زرد را از شاخه ی قلب شما می تکاند تا برگ های سبز و جوان بتوانند در جای خود رشد کنند. ریشه های گندیده را از جا درمی آورد تا ریشه های تازه ی پنهان شده در زیر آن، فضای رشد پیدا کنند. هر آنچه که غم و اندوه از قلب شما می زداید، چیزهای بسیار بهتری جایگزین آنها می شود.

.

"مولانا"

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هر دمي فکري چو مهمان عزيز
آيد اندر سينه ات هر روز نيز
فکر را اي جان به جاي شخص دان
زانک شخص از فکر دارد قدر و جان
فکر غم گر راه شادي مي زند
کارسازيهاي شادي مي کند
خانه مي روبد به تندي او ز غير
تا در آيد شادي نو ز اصل خير
مي فشاند برگ زرد از شاخ دل
تا برويد برگ سبز متصل
مي کند بيخ سرور کهنه را
تا خرامد ذوق نو از ما ورا
غم کند بيخ کژ پوسيده را
تا نمايد بيخ رو پوشيده را
غم ز دل هر چه بريزد يا برد
در عوض حقا که بهتر آورد
خاصه آن را که يقينش باشد اين
که بود غم بنده اهل يقين
گر ترش رويي نيارد ابر و برق
رز بسوزد از تبسمهاي شرق
سعد و نحس اندر دلت مهمان شود
چون ستاره خانه خانه مي رود
آن زمان که او مقيم برج تست
باش هم چون طالعش شيرين و چست
تا که با مه چون شود او متصل
شکر گويد از تو با سلطان دل
هفت سال ايوب با صبر و رضا
در بلا خوش بود با ضيف خدا
تا چو وا گردد بلاي سخت رو
پيش حق گويد به صدگون شکر او
کز محبت با من محبوب کش
رو نکرد ايوب يک لحظه ترش
از وفا و خجلت علم خدا
بود چون شير و عسل او با بلا
فکر در سينه در آيد نو به نو
خند خندان پيش او تو باز رو
که اعذني خالقي من شره
لا تحرمني انل من بره
رب اوزعني لشکر ما اري
لا تعقب حسرة لي ان مضي
آن ضمير رو ترش را پاس دار
آن ترش را چون شکر شيرين شمار
ابر را گر هست ظاهر رو ترش
گلشن آرنده ست ابر و شوره کش
فکر غم را تو مثال ابر دان
با ترش تو رو ترش کم کن چنان
بوک آن گوهر به دست او بود
جهد کن تا از تو او راضي رود
ور نباشد گوهر و نبود غني
عادت شيرين خود افزون کني
جاي ديگر سود دارد عادتت
ناگهان روزي بر آيد حاجتت
فکرتي کز شاديت مانع شود
آن به امر و حکمت صانع شود
تو مخوان دو چار دانگش اي جوان
بوک نجمي باشد و صاحب قران
تو مگو فرعيست او را اصل گير
تا بوي پيوسته بر مقصود چير
ور تو آن را فرع گيري و مضر
چشم تو در اصل باشد منتظر
زهر آمد انتظارش اندر چشش
دايما در مرگ باشي زان روش
اصل دان آن را بگيرش در کنار
بازره دايم ز مرگ انتظار

.

2015/09/17

*

Posted in از او در 1:15 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

Forgiving

?What forgiveness is

Sufi said: “it is the fragrance that

.”flowers give when they are crushed

:::::::::::::::::::::::::::::::

بخشش چیست؟

صوفی پاسخ می دهد : عطری است که

گل هنگام له شدن می پراکند.

.

2014/03/13

*

Posted in از او در 9:35 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

2013/03/20

*

Posted in از او در 10:58 ق.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

 

من آن نسیمی هستم که گونه ی تو را لمس می کند.

خورشیدی هستم که به صورت تو گرما می بخشد.

وقتی به آسمان ارغوانی غروب نگاه می کنی، آن من هستم.

وقتی کوهی باشکوه می بینی، آن من هستم.

هنگامی که پرندگان آوازی خوش سرمی دهند، آن صدای من است.

هنگامی که آب های لب ساحل به نرمی صدا می کنند، آن ضربان قلب من است.

من چمنزار سبز مقابل قدم های تو هستم.

من آن سایه سار فرح بخش تابستانی ام.

در ستارگان، چشمان مرا نظاره می کنی.

در آسمان آبی، جسم مرا می بینی.

هوایی که تو را در بر گرفته احساس کن، من آنجا هستم.

عشق درون قلبت را دریاب، من آنجا هستم.

=================

ســـال نو همگی پر از نــور و برکت باشـد.

.

2013/01/03

*

Posted in گزیده ها, از او در 8:15 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

وقتی انسان بتواند طوری زندگی کند که هیچ عیب و نقصی نداشته باشد، آنگاه تبدیل به سالک می شود و اگر همچنان با بی عیب و نقصی زندگی اش را ادامه دهد، مطمئناً عارف خواهد شد.
بی عیب و نقص بودن یعنی معصومیت، یعنی هیچ نوع خودبینی و منیتی نداشتن، یعنی درستکاری و راستگویی.
“روح”، با همه ی افراد بشر به یک اندازه رابطه دارد و به همه ی آنها نشانه های نیکی در مورد انجام کارهایشان می دهد. اما فقط سالکان می توانند این ندا و الهام روح را دریافت کنند.
انسان امروز جاهل و نادان است، زیرا نمی داند “روح” چه ارزشی برای او قائل است و چگونه حاضر است در صورت کمترین اشتیاقی به سویش برود و او را در پناه بگیرد.

.

“کتاب : قدرت سکوت – کارلوس کاستاندا”

2012/11/13

*

Posted in از او در 1:03 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

.

پدر، مادر، پروردگار من

از حضورت در روزهای سخت و تنگدستی سپاسگزاریم.

چون در آن صورت تو را داریم تا به او تکیه کنیم.

از حضورت در روزهای روشن و آفتابی سپاسگزاریم.

چون در آن صورت می توانیم آنچه داریم را با آنهایی که کمتر دارند،

شریک شویم.

و از حضورت در روزهای مقدس سپاسگزاریم.

چون در آن صورت قادریم تو و خانواده ها و دوستانمان را قدر نهیم.

.

برای آنانی که توان سخن گفتن ندارند، از تو می خواهیم که لب بگشایند.

برای آنانی که احساس بی ارزشی می کنند، از تو می خواهیم عشقت را همچون آبشاری پرمهر ببارانی.

برای آنانی که در رنج، روزگار می گذرانند، از تو می خواهیم در جویبار شفابخشت شستشویشان دهی.

برای آنانی که تنها هستند، از تو می خواهیم در کنارشان باشی.

برای آنانی که غمزده هستند، از تو می خواهیم نور امید را ببارانی.

ای آفریدگار ارجمند، ای دریای بی مرز فراوانی، از تو می خواهیم به تمامی جهانیان آنچه بیش از همه نیازمندشیم عطا کنی.. صلح.

.

“maya angelou”

.

2011/07/01

*

Posted in از او در 9:04 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

 

        منبسط بودیم و یک گوهر همه          بی سر و بی پا بدیم، آن سر همه
        یک گهر بودیم، همچون آفتاب            بی گره بودیم و صافی، همچو آب
        چون به صورت آمد آن نور سره          شد عدد، چون سایه هاي کنگره
        کنگره ویران کنید، از منجنیق             تا رود فرق از میان این فریق

“مولانا”

.

2011/05/09

*

Posted in از او در 10:04 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

سی سال بود كه می گفتم : خدايا ! چنين كن و چنين ده
چون به قدم اول معرفت رسيدم ؛ گفتم :
الهی تو مرا باش و هر چه می خواهی كن.

 

:: منبع

.

2011/05/04

*

Posted in از او در 8:23 ب.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

 

Out beyond ideas of”

right doing and wrong doing

THERE IS A FIELD

I’ll meet you there

 “Rumi”                                                                   

.

2011/03/21

*

Posted in از او در 10:10 ق.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

CallingTheWolfSpirits

ای روح بزرگ، که صدایت را در باد می شنوم
و نفست، هستی بخش تمامی دنیاست
من را بشنو، من به عنوان یکی از فرزندانت به سوی تو آمده ام.

من حقیر و ناتوانم و به قدرت و خرد تو نیازمند
به من دستانی عطا کن که آنچه را تو آفریده ای حرمت دهند
و گوش هایی که برای شنیدن آوای تو هوشیار باشند
به من دانایی ده تا از آنچه که به تبار من آموخته ای، از درس هایی که در تک تک برگ ها و سنگ ها پنهان کرده ای، آگاه شوم.

من در جستجوی قدرتم نه از آن سو که بر برادرانم برتری یابم
بلکه برای آنکه به مصاف بزرگترین دشمنم که خودم هستم، بروم.
چنان کن که آماده و با دستانی پاک و چشمانی مطمئن به پیشگاه تو آیم،
تا آن زمان که زندگی همچون خورشید غروب می کند،
روح من عاری از شرمساری به سوی تو آید.

“Chief YellowHawk”

000000000000000000000000000

با سپاس فراوان از تمامی دوستان عزیزی که برای خوندن این وبلاگ وقت گذاشته و می گذارند. امیدوارم سال نو به تک تک لحظه هاتون تازگی و برکت ببخشه.

با آرزوی آن روزی که صلح و عشق، تنها حاکمان این سیاره باشند.

.

صفحهٔ پسین