2010/09/02

"کودکان رؤیایی تازه"

Posted in :: مقالات ::, کودکان رؤیایی تازه, درونوالو ملچیزدک در 10:39 ق.ظ. توسط ::: ابدیت در اوست :::

.

"کودکان رؤیایی تازه"

مصاحبه دیان کوپر (Diane Cooper) با درونوالو ملشیزدکمارس  1999

 

در دنیای کنونی، سه نوع متفاوت از کودکان در حال متولد شدن هستند. اولین گروه "کودکان فراسایکیک چین"، دومین گروه "کودکان ایندیگو" و سومین گروه "کودکان ایدز" نامیده می شوند. اولین نوع، در سال 1984 دیده شدند زمانیکه کودکی پیدا شد که در حدی ناباورانه سایکیک (روشن بین) بود. محققان انواع آزمونهای روانی را در مورد او اجرا کردند و او در همه آنها 100% موفق بود. سپس در چین یکی بعد از دیگری کودکانی با این قابلیت پیدا شدند و این تصور پیش آمد که این یک حقه است. به همین خاطر آزمایشاتی انجام دادند، از جمله 100 کودک را در اتاقی جمع کرده، کتابی برداشتند و به طور تصادفی یک صفحه را جدا و مچاله کرده و زیر دست آنها قرار دادند. این کودکان توانستند تک تک کلمات آن صفحه را بخوانند. آزمایشات یکی پس از دیگری انجام شدند و نتیجه بی عیب و نقص بود. این کودکان فقط در چین نیستند بلکه در سراسر دنیا پراکنده شده اند.

من شخصاً با والدین کودکی صحبت کردم که از من می پرسیدند :" ما باید چه کنیم… من بچه ای دارم که همه چیز را می داند؟". در کتابی به نام "کودکان ایندیگو" تحقیق گسترده ای روی این بچه ها صورت گرفته است. این کودکان دقیقاً می دانند شما چه احساسی دارید و دارید به چه فکر می کنید. نمی توانید هیچ چیز را از آنها پنهان کنید.

خود من فکر می کنم که گروه اول و دوم از یک منبع می آیند اما مطمئن نیستم. این گروه سوم است که بسیار توجه من را جلب کرده است- کودکان ایدز. حدود 10 یا 11 سال پیش در ایالات متحده، کودکی با ایدز متولد شد. او در لحظه ی تولد و همینطور در شش ماهگی آزمایش شد و جواب مثبت بود. یک سال بعد نیز جواب آزمایشش مثبت بود و تا 6 سالگی دیگر آزمایش نشد. اما آنچه تعجب برانگیز است این است که در آزمایش 6 سالگی، او کاملاً از ایدز پاک شده بود. در حقیقت، هیچ اثر و ردپایی از اینکه او زمانی ایدز داشته، نبود. او را برای بررسی های بیشتر به UCLA بردند و جواب آزمایشات نشان داد که او دی.ان.ای معمول در انسانها را ندارد. در دی.ان.ای انسان، 4 اسید نوکلئیک وجود دارد که در گروه هایی 3 تایی ترکیب می شوند و 64 الگوی متفاوت را می سازند که codon نامیده می شود. دی.ان.ای انسان در سراسر دنیا همیشه 20 عدد از این codon ها دارد که فعال و مابقی غیرفعالند به استثنای 3 که کدهای توقف و شروع هستند مانند کامپیوتر. دانشمندان همیشه بر این گمان بودند که آنهایی که غیرفعالند، برنامه های قدیمی از گذشته ی ما هستند. این پسربچه، 24 codon فعال داشت- 4 عدد بیشتر از انسانهای دیگر. سپس آنها او را تحت آزمایش قرار دادند تا ببینند سیستم ایمنی بدنش تا چه اندازه توان دارد. آنها میزان دز مرگباری از ایدز را در یک ظرف پتری برداشته و با چندی از سلولهای او ترکیب کردند و سلولهای آن کودک کاملاً سالم باقی ماندند و آلوده نشدند. آنها همینطور میزان ترکیب را بالا بردند و سرانجام به میزان 3000 برابر مقدار لازم برای آلوده کردن یک انسان بالا رفتند اما سلولهای او کاملاً پاک باقی ماندند. سپس شروع به آزمایش خونش با چیزهای دیگری مثل سرطان کردند و متوجه شدند این کودک در مقابل همه چیز ایمن است. بعد از آن، آنها کودکان دیگری را با این codon های فعال یافتند. در حال حاضر UCLA، تخمین زده است که 1% مردم دنیا دارای این دی.ان.ای جدید هستند، که یعنی با در نظر گرفتن معیارهای قدیمی، در حدود 60 میلیون نفر، انسان نیستند.

بیشتر، کودکان دارای این codon فعال هستند اما اکنون بزرگسالانی نیز با این ویژگی پیدا کرده اند، مردمی از گروه های مختلف این ویژگی را دارا می شوند و این روند به سرعت رو به افزایش است. از نقطه نظر علم، افراد بیشماری این دی.ان.ای جدید را دارند و بر این باورند که یک نژاد جدید از انسانها بر روی زمین در حال تولد هستند و ظاهراً آنها بیمار نمی شوند. حالا چیزی که واقعاً باورنکردنی است- آنها معتقدند که این یک واکنش عاطفی، ذهنی بدن است- یک چیز موج مانند که بر بدن عارض شده و موجب می شود دی.ان.ای به طریقی خاص، جهش پیدا کند.

در دیداری با Gregg Braden که یکی از نخستین افرادی بود که درباره ی این موضوع نوشت، به این باور رسیدیم که این پدیده، از 3 قسمت تشکیل شده است. اولین بخش این است که ذهن، وحدت و یگانگی را می بیند. ذهن، گل حیات را می بیند. همه چیز را کاملاً مرتبط به هم می بیند. هیچ چیز را به صورت مجزا نمی بیند. و دومین قسمت در قلب متمرکز شده است- عاشق بودن. و سومین قسمت، دست برداشتن از قطبیدگی است – یعنی دیگر دنیا را قضاوت نکردن. تا هر زمان که ما مشغول قضاوت درباره ی دنیا باشیم چه خوب چه بد، در قطبیدگی قرار داریم و در مرحله ی گمراهی باقی می مانیم.

من معتقدم که این افراد (افراد دارای دی.ان.ای جدید) به نحوی از حیطه ی قضاوت کردن خارج شده اند و در مرحله ای قرار دارند که همه چیز را  یکی می بینند و عشق را احساس می کنند. اما چیزی که محققان نمی دانند این است که شاید آنها ایمن باشند اما آیا چیز دیگری هم وجود دارد؟ ممکن است آنها فناناپذیر باشند، کسی نمی داند. شاید خصیصه های دیگری هم هستند که حتی به فکر ما هم نمی رسند. من اغلب در شگفتی این فکر هستم که آیا همگی آنها، پیوندی با هم دارند؟ آیا شکلی از ارتباط تله پاتی بین آنها در جریان است؟

یک نکته ی جالب این است که این دی.ان.ای جدید، به سختی در کودکان فراسایکیک چین یافت می شود- تقریباً صفر. من همیشه بر این باور بودم که وقتی ارواح به قسمت شرقی این سیاره می آیند- به طور مثال ژاپن، چین و تبت، فرد تناسخ یافته، ویژگی های روان بینی (سایکیک) آن مردم را به خود می گیرد و اگر به قسمت غربی بیایند- قسمت منطق گرا (مثلاً خصیصه ی جسمانی)- در نتیجه، تغییر دی.ان.ای را می بینیم. اما این فقط حدس و گمان من است.

یک اتفاق دیگری که سال گذشته رخ داد این بود که ایدز در حدود 47% کاهش یافت، بزرگترین میزان کاهش یک بیماری در تاریخ این جهان.

.